الملا فتح الله الكاشاني
207
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
خرما بنان * ( وَأَعْنابٍ ) * و از تاك بنان و تخصيصاند و درخت جهة اختصاص اهل مدينه است بخرما و اهل طايف بانگور و ديگر آنكه نخل و عنب در زمين حجاز از همه ديار عرب بيشتر مىباشد پس بجهة تذكير ايشان بر اين دو نعمت بذكر تخصيص داد و بعد از اين فرمود كه * ( لَكُمْ فِيها ) * شما را در اين بوستانها * ( فَواكِه كَثِيرَةٌ ) * ميوه هاى بسيار است غير از ثمر و عنب * ( وَمِنْها ) * و از ان بوستانها يعنى از اثمار و زروع آن * ( تَأْكُلُونَ ) * ميخوريد و معايش و ارزاق خود را از آن تحصيل ميكنيد و بنا بر اينمعنى اين كلام مأخوذ است از قول عرب كه ( فلان ياكل من حرقة يحترفها و من ضيعة يعتلفها و من تجارة يتربح بها ) يعنى طعمه و جهة معيشت او از اين ممر است فكانه قال ( و هذه الجنات وجوه ارزاقكم و معايشكم منها ترزقون و تتعيشون ) و ميتواند بود كه ضمير ( فيها و منها ) راجع بنخيل و اعناب باشد و جمعيت ان باعتبار افراد ان باشد يعنى مر شما راست در ثمرهء آن دو درخت انواع فواكه كه آن رطب و عنب است و تمر و زبيب و عصير و دبس و غير آن و طعامى كه از آن ميسازيد و مىخوريد * ( وَشَجَرَةً تَخْرُجُ ) * و ديگر آفريديم براى شما درختى يعنى درخت زيتون كه بيرون ميآيد * ( مِنْ طُورِ سَيْناءَ ) * از كوه زيتا كه جبال موسى است ميان مصر و ابله و بر آن مناجات مىفرمود و گويند اين كوه در فلسطين است و آن را طور سينين نيز ميگويند و بدانكه ميتواند بود كه طور اسم جبل باشد و سينا اسم بقعه كه جبل در آن واقع شده و يا مجموع مضاف و مضاف اليه اسم جبل باشد چون امرء القيس و بعلبك و منع صرف ان بجهة الف تأنيث است چون صحرا پس بر وزن فعلا باشد و يا بر وزن فيعال باشد كه يماس و منع صرف ان بجهة تعريف و عجمه و يا تأنيث باعتبار بقعه و نمىتواند بود كه بر وزن فعلال باشد بجهة عدم مجيء آن در كلام عرب و اصح اقوال آنست كه سينا اسم مكانيست كه اين جبل در او واقع شده و اين نبطيه است در قول ضحاك و حبشيه بقول عكرمه و مجاهد گفته كه سينا اسم حجاره ايست بعينها كه اضافه جبل به او شده و از ابن عباس و قتاده مرويست كه سينا بمعنى بركه است فكانه قيل جبل البركة و كلبى گفته كه طور سينا جبلى است كه كثير الشجر باشد و از عطا مرويست كه ( هو الجبل الحسن البهى ) و ابن زيد گفته كه آن جبلى است كه موسى را در آن ندا كردند چنان كه گذشت و از مقاتل نقل است كه تخصيص اين كوه بزيتون جهة آنست كه اولين كوهى بود كه زيتون در او روئيده شده و نيز مرويست كه اول درختى كه به زمين رسته شد بعد از طوفان درخت زيتون بود * ( تَنْبُتُ ) * ميرويد اين درخت * ( بِالدُّهْنِ ) * در حالتى كه متلبس است بروغن و مستصحب آن * ( وَصِبْغٍ ) * و ملتبس بنان خورش * ( لِلآكِلِينَ ) * مر خورندگان را يعنى ميرويد در حينى كه